فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جور کردن به

تأییدنشده

passend machen عبارت

عبارت

  • جور کردن بهجور کَردَن بهتأییدنشده

دستور زبانِ passend machen

عبارت

منابع و ارجاع‌ها