فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سزیدن

تأییدنشده

sazidan

passen فعل

فعل

  • سزیدنsazidan(to be suitable for)تأییدنشده

دستور زبانِ passen

فعل

تلفظ
[ˈpasn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gepasstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • passendمعلوم، participle، حال
  • gepasstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • passمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • passeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • passtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • passeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • passeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • passtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • passestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • passtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • passeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • passtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • passetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • passteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • passteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • passtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • passtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • passteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • passteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • passtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • passtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • passtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • passtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • passtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • passtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Er passte sich an sein neues Leben an.

او با زندگی جدید خود سازگار شد.

Die Jugend passt sich leicht an Wechsel an.

جوانان به آسانی با تغییر سازگار می‌شوند.

Der Körper passt sich schnell Temperaturänderungen an.

بدن به سرعت با تغییر دما تطبیق پیدا می‌کند.

Er passte sich der neuen Situation schnell an.

او سریع با وضعیت جدید تطبیق پیدا کرد.

Der Körper passt sich schnell an Temperaturwechsel an.

بدن سریع با تغییر دما تطبیق پیدا کرد.

Pass auf!

مواظب باش!

Es passt mir zwar nicht, aber ich werde es doch tun.

با اینکه از آن خوشم نمی آید، اما در هرصورت انجامش میدهم.

Ob es dir passt oder nicht, so wird es gemacht.

چه بخواهی چه نخواهی، این کار انجام شده است.

Pass auf!

مراقب باش.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Pass auf!

مواظب باش !

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: cost (de #596886), cojiluc (fa #7294079), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #719526), cojiluc (fa #7294087), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #1619423), cojiluc (fa #7294078), tatoeba.org
  4. ۴: MUIRIEL (de #703705), cojiluc (fa #7294080), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1538347), cojiluc (fa #7294081), tatoeba.org
  6. ۶: megamanenm (de #375831), Hussein64 (fa #5481725), tatoeba.org
  7. ۷: ozzie (de #1953199), marchi91 (fa #8979281), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #1226593), AsliAbbasi (fa #2566533), tatoeba.org
  9. ۹: megamanenm (de #375831), Hussein64 (fa #5481723), tatoeba.org
  10. ۱۰: megamanenm (de #375831), AsliAbbasi (fa #1582860), tatoeba.org
منابع و مجوزها