فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آماده

âmâde[ʔɒː.mɒː.d̪é]

parat صفت

صفت

  • آمادهâmâde[ʔɒː.mɒː.d̪é](ready)(prepared for immediate action or use)(zur Hand, fertig zur Verwendung/Anwendung)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تیارteyyâr[t̪ʰej.jɒ́ːɹ](prepared for immediate action or use)تأییدنشده
  • رو به راه(prepared for immediate action or use)تأییدنشده

دستور زبانِ parat

صفت

تلفظ
[paˈʁaːt]
همهٔ صورت‌ها
  • paraterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • parateمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • paratesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • parateحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • paratenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • paraterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • paratenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • paraterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • paratemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • paraterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • paratemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • paratenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • paratenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • parateحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • paratesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • parateحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • parateمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • parateمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • parateخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • paratenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • paratenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • paratenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • paratenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • paratenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • paratenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • paratenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • paratenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • paratenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • paratenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • parateحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • parateحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • paratenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • paraterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • parateمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • paratesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • paratenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • paratenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • paratenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • paratenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • paratenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • paratenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • paratenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • paratenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • paratenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • paratenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • parateحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • paratesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • paratenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

Sie hatte immer eine Antwort parat.

او همیشه یک جواب آماده داشت.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1248703), cojiluc (fa #7813301), tatoeba.org
منابع و مجوزها