خرامیدن
تأییدنشده
xarâmidan[xæ.ɹɒː.miː.d̪æn]
paradieren فعل
فعل
- خرامیدنxarâmidan[xæ.ɹɒː.miː.d̪æn](to walk haughtily or proudly)تأییدنشده
دستور زبانِ paradieren
فعل
- تلفظ
- [paʁaˈdiːʁən]
همهٔ صورتها
- paradiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- paradierendمعلوم، participle، حال
- paradiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- paradierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- paradiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- paradiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- paradieretمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- paradiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- paradiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- paradierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- paradierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- paradiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- paradieretمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- paradiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- paradiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- paradieretمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- paradieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- paradierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- paradiereteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- paradierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- paradiereteمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- paradiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- paradieretestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- paradiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- paradieretestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- paradierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- paradiereteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- paradierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- paradiereteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- paradiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- paradieretenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- paradiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- paradieretenمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- paradiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- paradieretetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- paradiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- paradieretetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- paradiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- paradieretenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- paradiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- paradieretenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها