فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خرامیدن

تأییدنشده

xarâmidan[xæ.ɹɒː.miː.d̪æn]

paradieren فعل

فعل

  • خرامیدنxarâmidan[xæ.ɹɒː.miː.d̪æn](to walk haughtily or proudly)تأییدنشده

دستور زبانِ paradieren

فعل

تلفظ
[paʁaˈdiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • paradiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • paradierendمعلوم، participle، حال
  • paradiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • paradierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • paradiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • paradiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • paradieretمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • paradiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • paradiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • paradierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • paradierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • paradiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • paradieretمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • paradiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • paradiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • paradieretمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • paradieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • paradierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • paradiereteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • paradierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • paradiereteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • paradiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • paradieretestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • paradiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • paradieretestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • paradierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • paradiereteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • paradierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • paradiereteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • paradiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • paradieretenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • paradiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • paradieretenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • paradiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • paradieretetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • paradiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • paradieretetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • paradiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • paradieretenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • paradiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • paradieretenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها