فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زره دار کردن

تأییدنشده

panzern فعل

فعل

  • زره دار کردنزِره دار کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ panzern

فعل

تلفظ
[ˈpant͡sɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • gepanzertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • panzerndمعلوم، participle، حال
  • gepanzertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • panzerمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • panzereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • panzreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • panzertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • panzerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • panzereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • panzreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • panzereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • panzreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • panzerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • panzerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • panzertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • panzereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • panzreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • panzertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • panzertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • panzerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • panzerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • panzertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • panzertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • panzerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • panzerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • panzertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • panzertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • panzertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • panzertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • panzertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • panzertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها