رفتن به محتوادود هوا کردن
تأییدنشده
paffen فعل
فعل
- دود هوا کردندود هَوا کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ paffen
فعل
- تلفظ
- [ˈpafn̩]
همهٔ صورتها
- gepafftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- paffendمعلوم، participle، حال
- gepafftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- paffمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- paffeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- pafftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- paffeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- paffeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- paffstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- paffestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- pafftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- paffeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- pafftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- paffetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- paffteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- paffteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- pafftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- pafftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- paffteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- paffteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- pafftenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- pafftenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- pafftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- pafftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- pafftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- pafftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها