فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دود هوا کردن

تأییدنشده

paffen فعل

فعل

  • دود هوا کردندود هَوا کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ paffen

فعل

تلفظ
[ˈpafn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gepafftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • paffendمعلوم، participle، حال
  • gepafftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • paffمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • paffeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • pafftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • paffeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • paffeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • paffstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • paffestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • pafftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • paffeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • pafftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • paffetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • paffteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • paffteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • pafftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • pafftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • paffteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • paffteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • pafftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • pafftenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • pafftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • pafftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • pafftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • pafftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها