رفتن به محتوااکسیدن
تأییدنشده
oxidieren فعل
فعل
- اکسیدن(to combine with oxygen)تأییدنشده
دستور زبانِ oxidieren
فعل
- تلفظ
- [ɔksiˈdiːʁən]
همهٔ صورتها
- oxidiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- oxidierendمعلوم، participle، حال
- oxidiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- oxidierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- oxidiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- oxidiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- oxidiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- oxidiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- oxidierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- oxidierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- oxidiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- oxidiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- oxidiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- oxidieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- oxidierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- oxidierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- oxidiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- oxidiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- oxidierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- oxidierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- oxidiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- oxidiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- oxidiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- oxidiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- oxidiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- oxidiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها