فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اکسیدن

تأییدنشده

oxidieren فعل

فعل

  • اکسیدن(to combine with oxygen)تأییدنشده

دستور زبانِ oxidieren

فعل

تلفظ
[ɔksiˈdiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • oxidiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • oxidierendمعلوم، participle، حال
  • oxidiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • oxidierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • oxidiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • oxidiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • oxidiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • oxidiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • oxidierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • oxidierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • oxidiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • oxidiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • oxidiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • oxidieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • oxidierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • oxidierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • oxidiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • oxidiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • oxidierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • oxidierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • oxidiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • oxidiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • oxidiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • oxidiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • oxidiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • oxidiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها