فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شرقی

تأییدنشده

šarġi[ʃæɹ.ɢíː]

orientalisch صفت

صفت

  • شرقیšarġi[ʃæɹ.ɢíː](of or relating to the Orient or Asia, especially the Far East)تأییدنشده

دستور زبانِ orientalisch

صفت

تلفظ
[oʁiɛnˈtaːlɪʃ]
همهٔ صورت‌ها
  • orientalischerصفت تفضیلی
  • am orientalischstenصفت عالی
  • orientalischerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • orientalischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • orientalischesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • orientalischeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • orientalischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • orientalischerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • orientalischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • orientalischerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • orientalischemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • orientalischerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • orientalischemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • orientalischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • orientalischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • orientalischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • orientalischesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • orientalischeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • orientalischeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • orientalischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • orientalischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • orientalischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • orientalischerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • orientalischeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • orientalischesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • orientalischenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • orientalischenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • orientalischenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • orientalischenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • orientalischenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • orientalischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • orientalischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • orientalischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • orientalischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • orientalischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • orientalischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • orientalischesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • orientalischenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • orientalischererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • orientalischereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • orientalischeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • orientalischereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • orientalischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • orientalischererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • orientalischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • orientalischererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • orientalischeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • orientalischererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • orientalischeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • orientalischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • orientalischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • orientalischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • orientalischeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • orientalischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • orientalischereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • orientalischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • orientalischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • orientalischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • orientalischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • orientalischererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • orientalischereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • orientalischeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • orientalischerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • orientalischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • orientalischerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • orientalischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • orientalischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • orientalischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • orientalischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • orientalischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • orientalischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • orientalischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • orientalischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • orientalischeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • orientalischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • orientalischsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • orientalischsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • orientalischstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • orientalischsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • orientalischstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • orientalischsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • orientalischstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • orientalischsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • orientalischstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • orientalischsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • orientalischstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • orientalischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • orientalischstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • orientalischsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • orientalischstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • orientalischsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • orientalischsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • orientalischsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • orientalischsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • orientalischstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • orientalischstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • orientalischstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • orientalischstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • orientalischstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • orientalischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • orientalischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • orientalischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • orientalischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • orientalischstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • orientalischsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • orientalischsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • orientalischstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • orientalischsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • orientalischsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • orientalischstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • orientalischstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • orientalischstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • orientalischstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • orientalischstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • orientalischstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • orientalischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • orientalischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • orientalischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • orientalischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • orientalischstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • orientalischsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • orientalischstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • orientalischstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Die von den Sumerern entwickelte Keilschrift wurde für zahlreiche orientalische Sprachen verwendet.

خط میخی که توسط سومری‌ها ابداع شد در زبان‌های شرقی متعددی استفاده می‌شود.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Zephyr (de #8958998), cojiluc (fa #9950703), tatoeba.org
منابع و مجوزها