رفتن به محتواآلی
تأییدنشده
organisch صفت
صفت
- آلی(chemistry: relating to the compounds of carbon)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- عضوی(chemistry: relating to the compounds of carbon)(pertaining to, or derived from living organisms)تأییدنشده
دستور زبانِ organisch
صفت
- تلفظ
- [ɔʁˈɡaːnɪʃ]
همهٔ صورتها
- organischerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- organischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- organischesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- organischeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- organischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- organischerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- organischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- organischerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- organischemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- organischerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- organischemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- organischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- organischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- organischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- organischesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- organischeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- organischeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- organischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- organischeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- organischenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- organischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- organischenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- organischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- organischenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- organischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- organischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- organischenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- organischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- organischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- organischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- organischeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- organischenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- organischerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- organischeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- organischesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- organischenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
- organischenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- organischenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- organischenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- organischenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- organischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- organischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- organischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- organischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- organischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- organischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- organischesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- organischenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاعها