فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بهینیدن

تأییدنشده

optimieren فعل

فعل

  • بهینیدن(to make (something) more efficient)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به حد اعلاء رساندنبه حَدِ اَعلاء رِساندَنتأییدنشده

دستور زبانِ optimieren

فعل

تلفظ
[ɔptiˈmiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • optimiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • optimierendمعلوم، participle، حال
  • optimiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • optimierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • optimiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • optimiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • optimiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • optimiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • optimierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • optimierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • optimiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • optimiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • optimiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • optimieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • optimierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • optimierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • optimiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • optimiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • optimierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • optimierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • optimiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • optimiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • optimiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • optimiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • optimiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • optimiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها