رفتن به محتوااز طریق جراحی
تأییدنشده
operativ صفت
صفت
- از طریق جراحیاز طَریقِ جَراحیتأییدنشده
دستور زبانِ operativ
صفت
- تلفظ
- [opəʁaˈtiːf]
همهٔ صورتها
- operativerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- operativeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- operativesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- operativeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- operativenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- operativerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- operativenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- operativerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- operativemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- operativerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- operativemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- operativenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- operativenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- operativeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- operativesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- operativeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- operativeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- operativeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- operativeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- operativenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- operativenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- operativenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- operativenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- operativenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- operativenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- operativenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- operativenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- operativenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- operativenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- operativeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- operativeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- operativenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- operativerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- operativeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- operativesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- operativenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
- operativenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- operativenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- operativenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- operativenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- operativenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- operativenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- operativenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- operativenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- operativenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- operativeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- operativesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- operativenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاعها