فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از طریق جراحی

تأییدنشده

operativ صفت

صفت

  • از طریق جراحیاز طَریقِ جَراحیتأییدنشده

دستور زبانِ operativ

صفت

تلفظ
[opəʁaˈtiːf]
همهٔ صورت‌ها
  • operativerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • operativeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • operativesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • operativeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • operativenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • operativerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • operativenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • operativerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • operativemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • operativerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • operativemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • operativenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • operativenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • operativeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • operativesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • operativeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • operativeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • operativeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • operativeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • operativenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • operativenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • operativenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • operativenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • operativenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • operativenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • operativenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • operativenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • operativenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • operativenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • operativeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • operativeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • operativenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • operativerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • operativeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • operativesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • operativenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • operativenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • operativenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • operativenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • operativenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • operativenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • operativenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • operativenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • operativenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • operativenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • operativeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • operativesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • operativenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاع‌ها