فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

المپیک

تأییدنشده

olympisch صفت

صفت

  • المپیکاُلِمپیکتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • المپیکیتأییدنشده
  • المپیتأییدنشده

دستور زبانِ olympisch

صفت

تلفظ
[oˈlʏmpɪʃ]
همهٔ صورت‌ها
  • olympischerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • olympischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • olympischesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • olympischeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • olympischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • olympischerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • olympischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • olympischerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • olympischemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • olympischerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • olympischemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • olympischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • olympischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • olympischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • olympischesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • olympischeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • olympischeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • olympischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • olympischeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • olympischenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • olympischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • olympischenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • olympischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • olympischenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • olympischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • olympischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • olympischenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • olympischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • olympischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • olympischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • olympischeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • olympischenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • olympischerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • olympischeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • olympischesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • olympischenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • olympischenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • olympischenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • olympischenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • olympischenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • olympischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • olympischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • olympischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • olympischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • olympischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • olympischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • olympischesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • olympischenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

Wenn Männer reden könnten, wäre Diskutieren eine olympische Disziplin.

اگر مردان می‌توانستند حرف بزنند، صحبت کردن یک رشتهٔ المپیکی بود.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2780398), cojiluc (fa #8296515), tatoeba.org
منابع و مجوزها