فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اشغال کردن

تأییدنشده

okkupieren فعل

فعل

  • اشغال کردناِشغال کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ okkupieren

فعل

تلفظ
[ɔkuˈpiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • okkupiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • okkupierenمعلوم، مصدر، حال
  • okkupierendمعلوم، participle، حال
  • okkupiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • okkupierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • okkupiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • okkupiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • okkupiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • okkupiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • okkupierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • okkupierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • okkupiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • okkupiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • okkupierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • okkupierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • okkupiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • okkupieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • okkupierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • okkupierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • okkupierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • okkupierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • okkupiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • okkupiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • okkupierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • okkupierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • okkupiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • okkupiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • okkupiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • okkupiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • okkupiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • okkupiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها