فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

توسری زدن

تأییدنشده

ohrfeigen فعل

فعل

  • توسری زدنتوسَری زَدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به صورت سیلی زدنبه صورَت سیلی زَدَنتأییدنشده
  • طپانچه زدنطَپانچه زَدَنتأییدنشده
  • سیلی زدن(to give a slap)تأییدنشده

دستور زبانِ ohrfeigen

فعل

تلفظ
[ˈoːɐ̯faɪ̯ɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geohrfeigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • ohrfeigendمعلوم، participle، حال
  • geohrfeigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • ohrfeigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ohrfeigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ohrfeigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ohrfeigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • ohrfeigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ohrfeigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ohrfeigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ohrfeigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • ohrfeigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ohrfeigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ohrfeigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ohrfeigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • ohrfeigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ohrfeigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ohrfeigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ohrfeigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • ohrfeigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ohrfeigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • ohrfeigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ohrfeigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ohrfeigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ohrfeigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • ohrfeigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها