بدون
bedun-e[be.d̪úː.ne]
ohne
۱Leid ist ohne Neid.
بدبختی بدون حسادت است.
حرف اضافه
- بدون
- بی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- فاقد
دستور زبانِ ohne
حرف اضافه
- تلفظ
- [ˈoːnə]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Ohne Betrug kein Handel.
بدون کلک هیچ معاملهای انجام نمیشود.
۳Jugend ist Trunkenheit ohne Wein.
جوانی مستی بدون شراب است.
۴Es gibt keine Wirkung ohne Ursache.
هیچ معلولی بدون علت نیست.
۵Es gibt keinen Vorteil ohne Mühe.
هیچ سودی بدون زحمت نیست.
۶Er log, ohne zu zögern.
او بدون تعارف دروغ گفت.
۷Es gibt keine Rosen ohne Stacheln.
هیچ گلی بدون خار نیست.
۸Ohne Anstrengung erreicht man nichts.
بدون تلاش هیچ چیز به سرانجام نمیرسد.
۹Helfen Sie ohne Gegenleistung.
بدون بده بستان کمک کنید.
۱Leid ist ohne Neid.
بدبختی بدون حسادت است.
۱۰Wie wären wir verloren? Ohne Liebe.
چگونه گم شدیم؟ بدون عشق.