فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بدون معطلی

تأییدنشده

ohne zu zögern
عبارت

مثال با ohne zu zögern

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Er log, ohne zu zögern.

او بدون تعارف دروغ گفت.

عبارت

  • بدون معطلیبِدونِ مُعَطَلیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بی درنگبی دِرَنگتأییدنشده
  • بی هیچ تأملبی هیچ تأمُلتأییدنشده

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Er log, ohne zu zögern.

او بدون تعارف دروغ گفت.

۲Sie antwortete ohne zu zögern.

او بدون تعارف پاسخ داد.

منابع و ارجاع‌ها
  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: xtofu80 (de #455698), cojiluc (fa #6967411), Tatoeba
  2. ۲: xtofu80 (de #455694), cojiluc (fa #6967407), Tatoeba
منابع و مجوزها