فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گشاده رو بودن

تأییدنشده

offenstehen فعل

فعل

  • گشاده رو بودن(unverschlossen sein)تأییدنشده

دستور زبانِ offenstehen

فعل

تلفظ
[ˈɔfn̩ˌʃteːən]
همهٔ صورت‌ها
  • offengestandenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • offenzustehenمعلوم، extended، مصدر
  • offenstehendمعلوم، participle، حال
  • offengestandenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • steh offenمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stehe offenمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • steht offenمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stehe offenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • stehe offenمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • offensteheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • offensteheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • stehst offenمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stehest offenمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • offenstehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • offenstehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • steht offenمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • stehe offenمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • offenstehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • offensteheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • stehen offenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • stehen offenمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • steht offenمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stehet offenمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • offenstehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • offenstehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • stehen offenمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • stehen offenمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stand offenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • stände offenمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stünde offenمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • offenstandمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • offenständeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • offenstündeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • standest offenمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • standst offenمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ständest offenمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stündest offenمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • offenstandestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • offenstandstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • offenständestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • offenstündestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • stand offenمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • stände offenمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stünde offenمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • offenstandمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • offenständeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • offenstündeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • standen offenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • ständen offenمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • stünden offenمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • offenstandenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • offenständenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • offenstündenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • standet offenمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ständet offenمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • stündet offenمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • offenstandetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • offenständetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • offenstündetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • standen offenمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • ständen offenمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stünden offenمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • offenstandenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • offenständenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • offenstündenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

مثال‌ها

Eine der Türen steht offen.

یکی از درها باز است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #3565480), janTuki (fa #11047742), tatoeba.org
منابع و مجوزها