فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

هرچند

تأییدنشده

obgleich قید

قید

  • هرچند(although; despite (it) being)تأییدنشده

دستور زبانِ obgleich

قید

مثال‌ها

obgleich, dass doch

ولو اینکه

منابع و ارجاع‌ها