فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بی‌خانمان

bi-xânemân

obdachlos صفت

صفت

  • بی‌خانمانbi-xânemânبی خانِمان(lacking a permanent residence)(homeless)(keine Wohnung, Unterkunft habend; auf der Straße lebend)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خانه‌بدوشخانه بِدوشتأییدنشده
  • در بدردَر بِدَرتأییدنشده
  • آوارهâvâre[ʔɒː.vɒː.ɹé](keine Wohnung, Unterkunft habend; auf der Straße lebend)تأییدنشده

دستور زبانِ obdachlos

صفت

تلفظ
[ˈɔpdaxˌloːs]
همهٔ صورت‌ها
  • obdachloserمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • obdachloseمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • obdachlosesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • obdachloseحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • obdachlosenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • obdachloserمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • obdachlosenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • obdachloserحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • obdachlosemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • obdachloserحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • obdachlosemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • obdachlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • obdachlosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • obdachloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • obdachlosesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • obdachloseحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • obdachloseمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • obdachloseمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • obdachloseخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • obdachlosenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • obdachlosenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • obdachlosenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • obdachlosenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • obdachlosenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • obdachlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • obdachlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • obdachlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • obdachlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • obdachlosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • obdachloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • obdachloseحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • obdachlosenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • obdachloserمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • obdachloseمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • obdachlosesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • obdachlosenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • obdachlosenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • obdachlosenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • obdachlosenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • obdachlosenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • obdachlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • obdachlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • obdachlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • obdachlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • obdachlosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • obdachloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • obdachlosesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • obdachlosenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

Wahrheit ist immer obdachlos.

حقیقت همیشه بی‌خانمان است.

Tom ist nicht obdachlos.

تام بی‌خانمان نیست.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1426820), cojiluc (fa #7003497), tatoeba.org
  2. ۲: mayabe (de #12259940), Amirreza_Farid (fa #11006324), tatoeba.org
منابع و مجوزها