فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زیر زبان حرف زدن

تأییدنشده

nuscheln فعل

فعل

  • زیر زبان حرف زدنزیرِ زَبان حَرف زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ nuscheln

فعل

تلفظ
[ˈnʊʃl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • genuscheltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • nuschelndمعلوم، participle، حال
  • genuscheltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • nuschleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nuschelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nuscheleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nuscheltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nuschleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • nuschelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • nuscheleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • nuscheleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nuschleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nuschelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nuschelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nuschlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nuscheltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • nuscheleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nuschleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nuscheltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nuscheltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • nuschletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • nuschelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • nuschelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nuscheltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • nuscheltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nuschelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • nuschelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • nuscheltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • nuscheltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • nuscheltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • nuscheltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • nuscheltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • nuscheltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • nuschelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • nuscheletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها