رفتن به محتوابه هنجار رساندن
تأییدنشده
normieren فعل
فعل
- به هنجار رساندنبه هِنجار رِساندَنتأییدنشده
دستور زبانِ normieren
فعل
- تلفظ
- [nɔʁˈmiːʁən]
همهٔ صورتها
- normiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- normierendمعلوم، participle، حال
- normiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- normierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- normiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- normiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- normiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- normiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- normierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- normierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- normiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- normiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- normiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- normieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- normierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- normierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- normiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- normiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- normierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- normierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- normiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- normiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- normiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- normiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- normiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- normiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها