فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به هنجار رساندن

تأییدنشده

normieren فعل

فعل

  • به هنجار رساندنبه هِنجار رِساندَنتأییدنشده

دستور زبانِ normieren

فعل

تلفظ
[nɔʁˈmiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • normiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • normierendمعلوم، participle، حال
  • normiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • normierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • normiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • normiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • normiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • normiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • normierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • normierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • normiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • normiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • normiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • normieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • normierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • normierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • normiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • normiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • normierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • normierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • normiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • normiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • normiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • normiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • normiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • normiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها