هیچجا
قید
- هیچجا
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تورقوزآباد
- هیچکجا
دستور زبانِ nirgendwo
قید
- تلفظ
- [ˈnɪʁɡn̩tvoː]
مثالها
Man konnte sich nirgendwo verstecken.
آدم هیچجا نمیتواند خودش را مخفی کند.
Nirgendwo ist der, der überall ist.
او که همه جاست، هیچ جا نیست.