فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زمین خوردن

تأییدنشده

zamin xordan[zæ.miːn xoɹ.d̪æn]

niederfallen فعل

فعل

  • زمین خوردنzamin xordanزَمین خوردَن[zæ.miːn xoɹ.d̪æn](to fall to the ground)تأییدنشده

دستور زبانِ niederfallen

فعل

تلفظ
[ˈniːdɐˌfalən]
همهٔ صورت‌ها
  • niedergefallenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • niederzufallenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
  • niederfallendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
  • niedergefallenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
  • fall niederمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • falle niederمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • fallt niederمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • falle niederمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
  • falle niederمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • niederfalleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • niederfalleمعلوم، اول‌شخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fällst niederمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • fallest niederمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • niederfällstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • niederfallestمعلوم، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fällt niederمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • falle niederمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • niederfälltمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • niederfalleمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fallen niederمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
  • fallen niederمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • fallt niederمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • fallet niederمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • niederfalltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • niederfalletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fallen niederمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سوم‌شخص
  • fallen niederمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fiel niederمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
  • fiele niederمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • niederfielمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • niederfieleمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fielst niederمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • fielest niederمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • niederfielstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • niederfielestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fiel niederمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • fiele niederمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • niederfielمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • niederfieleمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fielen niederمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
  • fielen niederمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • niederfielenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
  • niederfielenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fielt niederمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی
  • fielet niederمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • niederfieltمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • niederfieletمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fielen niederمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سوم‌شخص
  • fielen niederمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • niederfielenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سوم‌شخص
  • niederfielenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها