هرگز
hargez[hæɹ.ɡʲéz]
قید
- هرگز
- هیچوقت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بهیچوجه
- ابدا
دستور زبانِ nie
قید
- تلفظ
- [niː]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Vergebung ist nie vergeblich.
بخشودن هرگز بیهوده نیست.
Nimm nie Bestechungsgeschenke an!
هرگز رشوه نپذیر.
Den ersten Kuss vergessen wir nie.
نخستین بوسه را هرگز از یاد نمیبریم.
Tom beklagt sich nahezu nie über etwas.
تام تقریبا هیچوقت گله نمیکند.
Er wird mir nie meine Schulden erlassen.
او هرگز قرضهایم را نخواهد بخشود.
Man soll nie zu viel versprechen.
آدم نباید هرگز زیاد قول بدهد.
Lüg mich nie mehr an.
دیگه هیچوقت به من دروغ نگو.
Ich weine nie.
من هرگز نمیگریم.
Ich werde von meinem Weg nie abweichen.
من هرگز از راهم منحرف نخواهم شد.
Wer nie irrt, der macht oft nichts.
کسی که هرگز خطا نمیکند، اغلب هیچ کاری نمیکند.