فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به رسمیت نشناختن

تأییدنشده

nicht anerkennen
عبارت

مثال با nicht anerkennen

۱jem. ablehnen, seinen Wert nicht anerkennen

دست رد به سینهٔ کسی زدن

تأییدنشده

عبارت

  • به رسمیت نشناختنبه رَسمیَت نَشِناختَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جحد کردنجَحد کَردَنتأییدنشده
  • رد کردنradd kardanرَد کَردَن[ɹǽd̪̥(ː) kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
  • قبول نکردنقَبول نَکَردَنتأییدنشده

مثال‌ها

۲den Wert von jem. nicht anerkennen, jem. ablehnen

دست رد به سینهٔ کسی زدن

تأییدنشده

۱jem. ablehnen, seinen Wert nicht anerkennen

دست رد به سینهٔ کسی زدن

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها