فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اعصاب را خرد کردن

تأییدنشده

nerven فعل

فعل

  • اعصاب را خرد کردنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تحریک کردنتَحریک کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ nerven

فعل

تلفظ
[ˈnɛʁfn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • genervtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • nervendمعلوم، participle، حال
  • genervtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • nervمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nerveمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nervtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nerveمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • nerveمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nervstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nervestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nervtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • nerveمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nervtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nervetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • nervteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • nervteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nervtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • nervtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nervteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • nervteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • nervtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • nervtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • nervtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • nervtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • nervtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • nervtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Das nervt echt.

واقعا آزاردهنده است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Tickler (de #3868152), AchillePoirot (fa #3866929), tatoeba.org
منابع و مجوزها