رفتن به محتوااعصاب را خرد کردن
تأییدنشده
nerven فعل
فعل
- اعصاب را خرد کردنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تحریک کردنتَحریک کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ nerven
فعل
- تلفظ
- [ˈnɛʁfn̩]
همهٔ صورتها
- genervtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- nervendمعلوم، participle، حال
- genervtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- nervمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- nerveمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- nervtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- nerveمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- nerveمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- nervstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- nervestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- nervtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- nerveمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- nervtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- nervetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- nervteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- nervteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- nervtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- nervtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- nervteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- nervteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- nervtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- nervtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- nervtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- nervtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- nervtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- nervtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
Das nervt echt.
واقعا آزاردهنده است.
ترجمهٔ غیرمستقیم
منابع و ارجاعها
- ۱: Tickler (de #3868152), AchillePoirot (fa #3866929), tatoeba.org
منابع و مجوزها