رفتن به محتوابا کسی سر به سر گذاشتن
تأییدنشده
necken فعل
فعل
- با کسی سر به سر گذاشتنبا کِسی سَر به سَر گُذاشتَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- توی کوک کسی رفتنتویِ کوکِ کِسی رَفتَنتأییدنشده
دستور زبانِ necken
فعل
- تلفظ
- [ˈnɛkn̩], [ˈnɛkŋ̩]
همهٔ صورتها
- genecktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- neckendمعلوم، participle، حال
- genecktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- neckمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- neckeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- necktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- neckeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- neckeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- neckstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- neckestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- necktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- neckeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- necktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- necketمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- neckteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- neckteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- necktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- necktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- neckteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- neckteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- necktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- necktenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- necktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- necktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- necktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- necktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
ich ging, um x zu necken
رفتم تو کوک کسی
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها