فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

با کسی سر به سر گذاشتن

تأییدنشده

necken فعل

فعل

  • با کسی سر به سر گذاشتنبا کِسی سَر به سَر گُذاشتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • توی کوک کسی رفتنتویِ کوکِ کِسی رَفتَنتأییدنشده

دستور زبانِ necken

فعل

تلفظ
[ˈnɛkn̩], [ˈnɛkŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • genecktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • neckendمعلوم، participle، حال
  • genecktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • neckمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • neckeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • necktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • neckeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • neckeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • neckstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • neckestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • necktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • neckeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • necktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • necketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • neckteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • neckteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • necktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • necktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • neckteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • neckteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • necktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • necktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • necktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • necktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • necktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • necktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

ich ging, um x zu necken

رفتم تو کوک کسی

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها