فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پهلو به پهلو

تأییدنشده

nebeneinander صفت

صفت

  • پهلو به پهلو(adjacent)تأییدنشده

دستور زبانِ nebeneinander

صفت

مثال‌ها

Wenn ich das Alphabet neu ordnen könnte, würde ich das U und das I nebeneinander setzen.

اگر می‌توانستم ترتیب الفبا را عوض کنم، حروف ت و م را کنار هم می‌گذاشتم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #608558), cojiluc (fa #7496188), tatoeba.org
منابع و مجوزها