فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به آدرس جدید فرستادن

تأییدنشده

nachschicken فعل

فعل

  • به آدرس جدید فرستادنبه آدرِسِ جَدید فِرِستادَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پشت سر فرستادنپُشتِ سَر فِرِستادَنتأییدنشده

دستور زبانِ nachschicken

فعل

تلفظ
[ˈnaːxˌʃɪkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • nachgeschicktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • nachschickenمعلوم، مصدر، حال
  • nachzuschickenمعلوم، extended، مصدر
  • nachschickendمعلوم، participle، حال
  • nachgeschicktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • nachzuschickendergerundive، participle
  • nachzuschickendegerundive، participle
  • schick nachمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schicke nachمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schickt nachمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schicke nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • schicke nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nachschickeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • nachschickeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schickst nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schickest nachمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nachschickstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • nachschickestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schickt nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schicke nachمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nachschicktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachschickeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schicken nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • schicken nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • nachschickenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • nachschickenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schickt nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schicket nachمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • nachschicktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • nachschicketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schicken nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • schicken nachمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nachschickenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachschickenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schickte nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schickte nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nachschickteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • nachschickteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schicktest nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schicktest nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nachschicktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • nachschicktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schickte nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schickte nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • nachschickteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachschickteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schickten nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schickten nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • nachschicktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • nachschicktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schicktet nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schicktet nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • nachschicktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • nachschicktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schickten nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schickten nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • nachschicktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachschicktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachzuschickendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • nachzuschickendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • nachzuschickendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • nachzuschickendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • nachzuschickendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • nachzuschickendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • nachzuschickendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • nachzuschickendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • nachzuschickendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها