فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به کسی در موقعیتی دشوار کمک کردن

تأییدنشده

nachhelfen فعل

فعل

  • به کسی در موقعیتی دشوار کمک کردنتأییدنشده

دستور زبانِ nachhelfen

فعل

تلفظ
[ˈnaːxˌhɛlfn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • nachgeholfenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • nachzuhelfenمعلوم، extended، مصدر
  • nachhelfendمعلوم، participle، حال
  • nachgeholfenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • nachzuhelfendergerundive، participle
  • hilf nachمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • helft nachمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • helfe nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • helfe nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nachhelfeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • nachhelfeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • hilfst nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • helfest nachمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nachhilfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • nachhelfestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • hilft nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • helfe nachمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nachhilftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachhelfeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • helfen nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • helfen nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • helft nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • helfet nachمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • nachhelftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • nachhelfetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • helfen nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • helfen nachمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • half nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • hälfe nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hülfe nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nachhalfمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • nachhälfeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nachhülfeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • halfst nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • hälfest nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hälfst nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hülfest nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hülfst nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nachhalfstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • nachhälfestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nachhälfstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nachhülfestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nachhülfstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • half nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • hälfe nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hülfe nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • nachhalfمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachhälfeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachhülfeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • halfen nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • hälfen nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • hülfen nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • nachhalfenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • nachhälfenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nachhülfenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • halft nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • hälfet nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hälft nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hülfet nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hülft nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • nachhalftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • nachhälfetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nachhälftمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nachhülfetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nachhülftمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • halfen nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • hälfen nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hülfen nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • nachhalfenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachhälfenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachhülfenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachzuhelfendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • nachzuhelfendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • nachzuhelfendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • nachzuhelfendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • nachzuhelfendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • nachzuhelfendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • nachzuhelfendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • nachzuhelfendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • nachzuhelfendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • nachzuhelfendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • nachzuhelfendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • nachzuhelfendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • nachzuhelfendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • nachzuhelfendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها