رفتن به محتواپرس و جو کردن
تأییدنشده
nachforschen فعل
فعل
- پرس و جو کردنپُرس و جو کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ nachforschen
فعل
- تلفظ
- [ˈnaːxˌfɔʁʃn̩]
همهٔ صورتها
- nachgeforschtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- nachzuforschenمعلوم، extended، مصدر
- nachforschendمعلوم، participle، حال
- nachgeforschtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- nachzuforschendergerundive، participle
- nachzuforschendegerundive، participle
- forsch nachمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- forsche nachمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- forscht nachمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- forsche nachمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- forsche nachمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- nachforscheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- nachforscheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- forschst nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- forscht nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- forschest nachمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- nachforschstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- nachforschtمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- nachforschestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- forscht nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- forsche nachمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- nachforschtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- nachforscheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- forschen nachمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- forschen nachمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- forscht nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- forschet nachمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- nachforschtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- nachforschetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- forschen nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- forschen nachمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- forschte nachمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- forschte nachمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- nachforschteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- nachforschteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- forschtest nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- forschtest nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- nachforschtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- nachforschtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- forschte nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- forschte nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- nachforschteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- nachforschteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- forschten nachمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- forschten nachمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- nachforschtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- nachforschtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- forschtet nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- forschtet nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- nachforschtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- nachforschtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- forschten nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- forschten nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- nachforschtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- nachforschtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- nachzuforschendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- nachzuforschendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- nachzuforschendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- nachzuforschendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- nachzuforschendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- nachzuforschendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- nachzuforschendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- nachzuforschendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- nachzuforschendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها