فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پرس و جو کردن

تأییدنشده

nachforschen فعل

فعل

  • پرس و جو کردنپُرس و جو کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ nachforschen

فعل

تلفظ
[ˈnaːxˌfɔʁʃn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • nachgeforschtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • nachzuforschenمعلوم، extended، مصدر
  • nachforschendمعلوم، participle، حال
  • nachgeforschtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • nachzuforschendergerundive، participle
  • nachzuforschendegerundive، participle
  • forsch nachمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • forsche nachمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • forscht nachمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • forsche nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • forsche nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nachforscheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • nachforscheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • forschst nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • forscht nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • forschest nachمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nachforschstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • nachforschtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • nachforschestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • forscht nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • forsche nachمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nachforschtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachforscheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • forschen nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • forschen nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • forscht nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • forschet nachمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • nachforschtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • nachforschetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • forschen nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • forschen nachمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • forschte nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • forschte nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nachforschteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • nachforschteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • forschtest nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • forschtest nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nachforschtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • nachforschtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • forschte nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • forschte nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • nachforschteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachforschteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • forschten nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • forschten nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • nachforschtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • nachforschtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • forschtet nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • forschtet nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • nachforschtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • nachforschtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • forschten nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • forschten nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • nachforschtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachforschtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachzuforschendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • nachzuforschendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • nachzuforschendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • nachzuforschendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • nachzuforschendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • nachzuforschendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • nachzuforschendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • nachzuforschendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • nachzuforschendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها