فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از کسی پیروی کردن

تأییدنشده

nachfolgen فعل

فعل

  • از کسی پیروی کردناز کِسی پِیرَوی کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دنبال کسی آمدندُنبالِ کِسی آمَدَنتأییدنشده
  • پویای کسی شدنپویایِ کِسی شُدَنتأییدنشده
  • کسی را متابعت کردنکِسی را مُتابِعَت کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ nachfolgen

فعل

تلفظ
[ˈnaːxˌfɔlɡn̩], [ˈnaːxˌfɔlɡŋ̍]
همهٔ صورت‌ها
  • nachgefolgtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • nachfolgenمعلوم، مصدر، حال
  • nachzufolgenمعلوم، extended، مصدر
  • nachfolgendمعلوم، participle، حال
  • nachgefolgtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • folg nachمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • folge nachمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • folgt nachمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • folge nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • folge nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nachfolgeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • nachfolgeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • folgst nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • folgest nachمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nachfolgstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • nachfolgestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • folgt nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • folge nachمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nachfolgtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachfolgeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • folgen nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • folgen nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • nachfolgenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • nachfolgenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • folgt nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • folget nachمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • nachfolgtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • nachfolgetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • folgen nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • folgen nachمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nachfolgenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachfolgenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • folgte nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • folgte nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nachfolgteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • nachfolgteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • folgtest nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • folgtest nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nachfolgtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • nachfolgtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • folgte nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • folgte nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • nachfolgteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachfolgteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • folgten nachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • folgten nachمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • nachfolgtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • nachfolgtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • folgtet nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • folgtet nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • nachfolgtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • nachfolgtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • folgten nachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • folgten nachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • nachfolgtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nachfolgtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

مثال‌ها

jem. anhängen, nachfolgen

پر ویای کسی شدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها