فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مفید بودن

تأییدنشده

nützlich sein
فعل

فعل

  • مفید بودنمُفید بودَنتأییدنشده

عبارت

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سازنده بودنسازَنده بودَنتأییدنشده
  • سودمند بودنسودمَند بودَنتأییدنشده
  • منفعت بودنمَنفَعَت بودَنتأییدنشده
  • کار ساز بودنکار ساز بودَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها