فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

هفته دیگه

nächste Woche
عبارت

مثال با nächste Woche

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Ich muss ausrechnen, wie viel Geld ich nächste Woche ausgeben werde.

من بایست حساب کنم ،چقدر پول هفته آینده خرج خواهم کرد؟

عبارت

  • هفته دیگه

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Ich muss ausrechnen, wie viel Geld ich nächste Woche ausgeben werde.

من بایست حساب کنم ،چقدر پول هفته آینده خرج خواهم کرد؟

۲Das neue Geschäft wird nächste Woche öffnen.

فروشگاه جدید هفته‌ی آینده باز می‌شود.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۳Nächste Woche gibt es vielleicht Frost.

ممکن است هفته دیگر یخ بندان باشد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۴Nächste Woche wird es vielleicht Frost geben.

ممکن است هفته دیگر یخ بندان باشد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۵Der neue Laden macht nächste Woche auf.

فروشگاه جدید هفته‌ی آینده باز می‌شود.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۶Das Spiel wurde auf nächste Woche verschoben.

بازی تا هفته آینده متوقف شد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: MUIRIEL (de #352036), mkia (fa #1974649), Tatoeba
  2. ۲: Tamy (de #2518571), ghasemkiani (fa #773728), Tatoeba
  3. ۳: Zaghawa (de #2755551), kuarash (fa #3841996), Tatoeba
  4. ۴: kroko (de #200), kuarash (fa #3841996), Tatoeba
  5. ۵: Vortarulo (de #13001873), ghasemkiani (fa #773728), Tatoeba
  6. ۶: Zaghawa (de #818981), AsliAbbasi (fa #2379530), Tatoeba
منابع و مجوزها