فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فرض کردن

تأییدنشده

farz kardan[fæɹz kʰʲæɹ.d̪ǽn]

mutmaßen فعل

فعل

  • فرض کردنfarz kardanفَرض کَردَن[fæɹz kʰʲæɹ.d̪ǽn](3. transitive: to assume to be true, suppose)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گمان بردنگُمان بُردَن(to imagine or suspect)تأییدنشده

دستور زبانِ mutmaßen

فعل

تلفظ
[ˈmuːtˌmaːsn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gemutmaßtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • mutmaßenمعلوم، مصدر، حال
  • mutmaßendمعلوم، participle، حال
  • gemutmaßtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • mutmaßمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • mutmaßeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • mutmaßtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • mutmaßeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • mutmaßeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • mutmaßtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • mutmaßestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • mutmaßtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • mutmaßeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • mutmaßenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • mutmaßenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • mutmaßtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • mutmaßetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • mutmaßenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • mutmaßenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • mutmaßteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • mutmaßteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • mutmaßtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • mutmaßtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • mutmaßteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • mutmaßteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • mutmaßtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • mutmaßtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • mutmaßtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • mutmaßtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • mutmaßtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • mutmaßtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها