فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مسلمانی

muslimisch صفت

صفت

  • مسلمانی(relating to believers of Islam)

دستور زبانِ muslimisch

صفت

تلفظ
[mʊsˈliːmɪʃ]
همهٔ صورت‌ها
  • muslimischerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • muslimischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • muslimischesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • muslimischeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • muslimischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • muslimischerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • muslimischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • muslimischerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • muslimischemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • muslimischerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • muslimischemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • muslimischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • muslimischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • muslimischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • muslimischesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • muslimischeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • muslimischeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • muslimischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • muslimischeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • muslimischenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • muslimischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • muslimischenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • muslimischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • muslimischenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • muslimischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • muslimischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • muslimischenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • muslimischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • muslimischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • muslimischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • muslimischeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • muslimischenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • muslimischerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • muslimischeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • muslimischesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • muslimischenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • muslimischenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • muslimischenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • muslimischenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • muslimischenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • muslimischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • muslimischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • muslimischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • muslimischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • muslimischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • muslimischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • muslimischesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • muslimischenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

Ich wurde in einem Land mit einer muslimischen Mehrheit geboren.

در یک کشور اکثریت مسلمان متولد شدم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #8888386), SadeceTurkce (fa #8198075), tatoeba.org
منابع و مجوزها