رفتن به محتوامرس زدن
تأییدنشده
morsen فعل
فعل
- مرس زدنمُرس زَدَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- چشمک زدن(to send a signal with a lighting device)تأییدنشده
دستور زبانِ morsen
فعل
- تلفظ
- [ˈmɔʁzn̩]
همهٔ صورتها
- gemorstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- morsendمعلوم، participle، حال
- gemorstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- morsمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- morseمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- morstمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- morseمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- morseمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- morstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- morsestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- morstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- morseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- morstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- morsetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- morsteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- morsteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- morstestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- morstestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- morsteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- morsteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- morstenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- morstenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- morstetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- morstetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- morstenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- morstenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها