پیشین
قید
- پیشین
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ق.ظ
- پیش از نیمروز
دستور زبانِ morgens
قید
- تلفظ
- [ˈmɔʁɡn̩s]
مثالها
Sie arbeitet von morgens bis abends.
او از بامداد تا شامگاه کار میکند.
Musik ist wie Frühstück - niemand sollte morgens ohne aus dem Haus gehen.
موسیقی مانند صبحانه است، هیچکس نباید بدون آن از خانه بیرون رود.
Die Freunde, die man morgens um vier Uhr anrufen kann, die zählen.
دوستانی که میتوان صبحها تا ساعت چهار به آنها زنگ زد حساب میشوند.
Ein guter Tag fängt morgens an.
یک روز خوب از بامداد شروع میشود.
Käse ist morgens Gold, mittags Silber, abends Blei.
پنیر طلای صبح، نقرهٔ ظهر و سرب عصر است.
Müssen wir morgens früh aufstehen?
آیا فردا باید زود بلند شویم؟
Die Sonne geht morgens auf.
آفتاب بامدادان بر میخیزد.
von morgens bis abends saß er da
بام تا شام می نشست
Es war noch nicht acht Uhr morgens, als jemand an die Tür klopfte und meinen Namen rief.
هنوز ساعت هشت صبح نبود که کسی در من را زد و اسمم را صدا کرد.