فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اخلاقی کردن

تأییدنشده

moralisieren فعل

فعل

  • اخلاقی کردناَخلاقی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ moralisieren

فعل

تلفظ
[moʁaliˈziːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • moralisiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • moralisierendمعلوم، participle، حال
  • moralisiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • moralisierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • moralisiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • moralisiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • moralisieretمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • moralisiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • moralisiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • moralisierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • moralisierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • moralisiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • moralisieretمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • moralisiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • moralisiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • moralisieretمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • moralisieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • moralisierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • moralisiereteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • moralisierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • moralisiereteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • moralisiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • moralisieretestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • moralisiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • moralisieretestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • moralisierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • moralisiereteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • moralisierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • moralisiereteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • moralisiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • moralisieretenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • moralisiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • moralisieretenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • moralisiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • moralisieretetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • moralisiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • moralisieretetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • moralisiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • moralisieretenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • moralisiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • moralisieretenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها