رفتن به محتوااخلاقی کردن
تأییدنشده
moralisieren فعل
فعل
- اخلاقی کردناَخلاقی کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ moralisieren
فعل
- تلفظ
- [moʁaliˈziːʁən]
همهٔ صورتها
- moralisiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- moralisierendمعلوم، participle، حال
- moralisiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- moralisierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- moralisiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- moralisiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- moralisieretمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- moralisiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- moralisiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- moralisierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- moralisierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- moralisiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- moralisieretمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- moralisiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- moralisiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- moralisieretمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- moralisieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- moralisierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- moralisiereteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- moralisierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- moralisiereteمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- moralisiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- moralisieretestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- moralisiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- moralisieretestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- moralisierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- moralisiereteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- moralisierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- moralisiereteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- moralisiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- moralisieretenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- moralisiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- moralisieretenمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- moralisiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- moralisieretetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- moralisiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- moralisieretetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- moralisiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- moralisieretenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- moralisiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- moralisieretenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها