فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اخلاقی

axlâqi[ʔæx.lɒː.ʁíː]

moralisch صفت

صفت

  • اخلاقیaxlâqiاَخلاقی[ʔæx.lɒː.ʁíː](relating to principles of right and wrong)(moral)

دستور زبانِ moralisch

صفت

تلفظ
[moˈʁaːlɪʃ]
همهٔ صورت‌ها
  • moralischerصفت تفضیلی
  • am moralischstenصفت عالی
  • moralischerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • moralischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • moralischesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • moralischeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • moralischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • moralischerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • moralischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • moralischerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • moralischemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • moralischerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • moralischemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • moralischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • moralischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • moralischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • moralischesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • moralischeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • moralischeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • moralischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • moralischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • moralischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • moralischerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • moralischeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • moralischesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • moralischenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • moralischenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • moralischenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • moralischenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • moralischenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • moralischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • moralischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • moralischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • moralischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • moralischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • moralischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • moralischesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • moralischenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • moralischererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • moralischereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • moralischeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • moralischereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • moralischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • moralischererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • moralischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • moralischererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • moralischeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • moralischererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • moralischeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • moralischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • moralischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • moralischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • moralischeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • moralischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • moralischereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • moralischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • moralischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • moralischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • moralischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • moralischererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • moralischereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • moralischeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • moralischerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • moralischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • moralischerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • moralischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • moralischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • moralischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • moralischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • moralischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • moralischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • moralischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • moralischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • moralischeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • moralischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • moralischsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • moralischsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • moralischstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • moralischsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • moralischstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • moralischsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • moralischstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • moralischsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • moralischstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • moralischsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • moralischstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • moralischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • moralischstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • moralischsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • moralischstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • moralischsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • moralischsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • moralischsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • moralischsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • moralischstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • moralischstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • moralischstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • moralischstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • moralischstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • moralischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • moralischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • moralischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • moralischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • moralischstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • moralischsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • moralischsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • moralischstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • moralischsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • moralischsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • moralischstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • moralischstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • moralischstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • moralischstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • moralischstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • moralischstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • moralischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • moralischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • moralischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • moralischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • moralischstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • moralischsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • moralischstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • moralischstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Weisheit ist moralische Wissenschaft und Kunst.

دانایی علم و هنر اخلاقی است.

Sünde ist Gegenverkehr auf moralischer Einbahnstraße.

گناه رانندگی از طرف مقابل در خیابان یکطرفهٔ اخلاق است.

Die Größe und den moralischen Fortschritt einer Nation kann man daran ermessen, wie sie ihre Tiere behandelt.

بزرگی یک ملت و تکامل اخلاقی آن می‌توانند از روی شیوهٔ رفتار با حیوانات آن قضاوت شوند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

er hängt fest an moralischen Grundsätzen

او سخت پایبند اصول اخلاقی است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: carlosalberto (de #3872300), cojiluc (fa #12678472), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2782192), cojiluc (fa #12941560), tatoeba.org
  3. ۳: Adelpa (de #5014208), cojiluc (fa #7499358), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها