فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شخص یک همسر

تأییدنشده

monogam صفت

صفت

  • شخص یک همسرشَخصِ یِک هَمسَرتأییدنشده

دستور زبانِ monogam

صفت

تلفظ
[monoˈɡaːm]
همهٔ صورت‌ها
  • monogamerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • monogameمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • monogamesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • monogameحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • monogamenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • monogamerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • monogamenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • monogamerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • monogamemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • monogamerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • monogamemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • monogamenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • monogamenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • monogameحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • monogamesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • monogameحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • monogameمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • monogameمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • monogameخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • monogamenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • monogamenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • monogamenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • monogamenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • monogamenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • monogamenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • monogamenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • monogamenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • monogamenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • monogamenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • monogameحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • monogameحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • monogamenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • monogamerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • monogameمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • monogamesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • monogamenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • monogamenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • monogamenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • monogamenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • monogamenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • monogamenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • monogamenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • monogamenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • monogamenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • monogamenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • monogameحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • monogamesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • monogamenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاع‌ها