رفتن به محتواشخص یک همسر
تأییدنشده
monogam صفت
صفت
- شخص یک همسرشَخصِ یِک هَمسَرتأییدنشده
دستور زبانِ monogam
صفت
- تلفظ
- [monoˈɡaːm]
همهٔ صورتها
- monogamerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- monogameمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- monogamesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- monogameحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- monogamenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- monogamerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- monogamenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- monogamerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- monogamemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- monogamerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- monogamemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- monogamenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- monogamenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- monogameحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- monogamesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- monogameحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- monogameمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- monogameمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- monogameخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- monogamenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- monogamenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- monogamenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- monogamenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- monogamenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- monogamenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- monogamenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- monogamenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- monogamenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- monogamenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- monogameحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- monogameحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- monogamenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- monogamerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- monogameمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- monogamesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- monogamenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
- monogamenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- monogamenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- monogamenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- monogamenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- monogamenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- monogamenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- monogamenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- monogamenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- monogamenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- monogameحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- monogamesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- monogamenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاعها