فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به هم پیوسته

تأییدنشده

miteinander verwachsen
عبارت

عبارت

  • به هم پیوستهبه هَم پِیوَستهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جوش خوردهتأییدنشده
  • درهم فرو رفتهدَرهَم فُرو رَفتهتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها