فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را شل و پل کردن

تأییدنشده

misshandeln فعل

فعل

  • کسی را شل و پل کردنکِسی را شَل و پَل کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • با کسی بد رفتاری کردنبا کِسی بَد رَفتاری کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ misshandeln

فعل

تلفظ
[ˌmɪsˈhandl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • misshandeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • misshandelndمعلوم، participle، حال
  • misshandeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • misshandleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • misshandelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • misshandeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • misshandeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • misshandleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • misshandelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • misshandeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • misshandeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • misshandleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • misshandelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • misshandelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • misshandlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • misshandeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • misshandeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • misshandleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • misshandeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • misshandeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • misshandletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • misshandelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • misshandelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • misshandeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • misshandeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • misshandelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • misshandelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • misshandeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • misshandeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • misshandeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • misshandeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • misshandeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • misshandeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • misshandelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • misshandeletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها