فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سوء تعبیر کردن

تأییدنشده

missdeuten فعل

فعل

  • سوء تعبیر کردنسوء تَعبیر کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ missdeuten

فعل

تلفظ
[mɪsˈdɔɪ̯tn̩], [ˈmɪsˌdɔɪ̯tn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • missdeutetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • missdeutendمعلوم، participle، حال
  • missdeutetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • missdeuteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • missdeutمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • missdeutetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • missdeuteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • missdeuteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • missdeutestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • missdeutestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • missdeutetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • missdeuteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • missdeutetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • missdeutetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • missdeuteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • missdeuteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • missdeutetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • missdeutetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • missdeuteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • missdeuteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • missdeutetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • missdeutetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • missdeutetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • missdeutetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • missdeutetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • missdeutetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها