فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از چیزی سوء استفاده کردن

تأییدنشده

missbrauchen فعل

فعل

  • از چیزی سوء استفاده کردناز چیزی سوء اِستِفاده کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ missbrauchen

فعل

تلفظ
[mɪsˈbʁaʊ̯xn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • missbrauchtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • missbrauchenمعلوم، مصدر، حال
  • missbrauchendمعلوم، participle، حال
  • missbrauchtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • missbrauchمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • missbraucheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • missbrauchtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • missbraucheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • missbraucheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • missbrauchstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • missbrauchestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • missbrauchtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • missbraucheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • missbrauchenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • missbrauchenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • missbrauchtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • missbrauchetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • missbrauchenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • missbrauchenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • missbrauchteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • missbrauchteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • missbrauchtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • missbrauchtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • missbrauchteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • missbrauchteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • missbrauchtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • missbrauchtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • missbrauchtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • missbrauchtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • missbrauchtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • missbrauchtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Du missbrauchst deine Autorität.

تو از مرجعیتت سوء استفاده می‌کنی.

Du missbrauchst deine Machtposition.

تو از جایگاه قدرتت سوء استفاده می‌کنی.

Dummheit ist auch eine Gabe Gottes, aber man darf sie nicht missbrauchen.

حماقت هم خدادادی است، اما نباید از آن سوء استفاده کرد.

Tom missbraucht seine Autorität.

تام از قدرتش سوء استفاده کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Tom missbrauchte mein Vertrauen.

تام از اعتماد من سوء استفاده کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #1533467), cojiluc (fa #12074674), tatoeba.org
  2. ۲: Augustus (de #12003383), cojiluc (fa #12074675), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #5769943), cojiluc (fa #12074677), tatoeba.org
  4. ۴: wolfgangth (de #7636145), manelie (fa #12850519), tatoeba.org
  5. ۵: Manfredo (de #2887256), manelie (fa #12850517), tatoeba.org
منابع و مجوزها