رفتن به محتواچیزی را خوار شماردن
تأییدنشده
missachten فعل
فعل
- چیزی را خوار شماردنچیزی را خوار شُماردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- نادیده گرفتنnâdide gereftanنادیده گِرِفتَن(to deliberately pay no attention to)تأییدنشده
- چشمپوشی کردنčešm-puši kardanچِشم پوشی کَردَن[t͡ʃʰeʃm.pʰuː.ʃíː kʰʲæɹ.d̪æn](to deliberately pay no attention to)تأییدنشده
دستور زبانِ missachten
فعل
- تلفظ
- [mɪsˈʔaxtn̩]
همهٔ صورتها
- missachtetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- missachtenمعلوم، مصدر، حال
- missachtendمعلوم، participle، حال
- missachtetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- missachteمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- missachtمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- missachtetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- missachteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- missachteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- missachtestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- missachtestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- missachtetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- missachteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- missachtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- missachtenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- missachtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- missachtetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- missachtenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- missachtenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- missachteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- missachteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- missachtetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- missachtetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- missachteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- missachteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- missachtetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- missachtetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- missachtetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- missachtetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- missachtetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- missachtetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها