مرا
marâ[mǽ.ɹɒː]
mich
۱Lass mich.
مرا رها کن.
ضمیر
- مرا
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- من
- مره
- منو
دستور زبانِ mich
ضمیر
- تلفظ
- [mɪç]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Das macht mich neugierig.
این مرا کنجکاو میکند.
۳Bitte urteile nicht über mich!
لطفا دربارهٔ من بد قضاوت نکنید.
۴Mathematik fasziniert mich.
ریاضیات مرا مجذوب میکند.
۵Denke nicht schlecht über mich.
درمورد من فکر بد نکن.
۶Ich kümmere mich um alles.
من غمخوار همه هستم.
۱Lass mich.
مرا رها کن.
۷Jemand hat mich vergiftet.
کسی مرا مسموم کرده است.
۸Er hielt mich für blöd.
او مرا احمق فرض کرده است.
۹Begleitest du mich?
آیا مرا همراهی میکنی؟
۱۰Sie lästert immer über mich.
او همیشه پشت سر من حرف میزند.