فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

میو میو کردن

تأییدنشده

miauen فعل

فعل

  • میو میو کردنتأییدنشده

دستور زبانِ miauen

فعل

تلفظ
[miˈaʊ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • miautparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • miauendمعلوم، participle، حال
  • miautparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • miauمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • miaueمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • miautمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • miaueمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • miaueمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • miaustمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • miauestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • miautمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • miaueمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • miautمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • miauetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • miauteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • miauteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • miautestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • miautestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • miauteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • miauteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • miautenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • miautenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • miautetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • miautetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • miautenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • miautenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Die Löwen miauen doch nicht, sie brüllen.

شیرها میاو نمی‌کنند، آنها غرش می‌کنند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: brauchinet (de #11067491), cojiluc (fa #12779722), tatoeba.org
منابع و مجوزها