فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

متریک

metrik

metrisch صفت

صفت

  • متریکmetrik(metric)

دستور زبانِ metrisch

صفت

تلفظ
[ˈmeːtʁɪʃ]
همهٔ صورت‌ها
  • metrischerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • metrischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • metrischesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • metrischeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • metrischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • metrischerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • metrischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • metrischerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • metrischemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • metrischerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • metrischemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • metrischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • metrischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • metrischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • metrischesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • metrischeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • metrischeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • metrischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • metrischeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • metrischenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • metrischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • metrischenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • metrischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • metrischenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • metrischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • metrischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • metrischenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • metrischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • metrischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • metrischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • metrischeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • metrischenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • metrischerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • metrischeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • metrischesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • metrischenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • metrischenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • metrischenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • metrischenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • metrischenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • metrischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • metrischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • metrischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • metrischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • metrischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • metrischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • metrischesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • metrischenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

Jede konvergente Folge eines metrischen Raums ist auch eine Cauchyfolge. Der Raum heißt vollständig, wenn auch die Umkehrung hiervon gilt.

هر دنبالهٔٔ همگرا در یک فضای متریک یک دنبالهٔ کوشی هم است. فضا کامل نامیده می‌شود اگر عکس این مطلب هم برقرار باشد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #1904474), cojiluc (fa #9788004), tatoeba.org
منابع و مجوزها