فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دوشیدن

dušidan[d̪uː.ʃiː.d̪æn]

melken فعل

فعل

  • دوشیدنdušidan[d̪uː.ʃiː.d̪æn](to express any liquid)(to express milk from mammal)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دوختنduxtanدوختَن[d̪uːx.t̪ʰæn](to express milk from mammal)تأییدنشده
  • شیر دوشیدنشیر دوشیدَنتأییدنشده

دستور زبانِ melken

فعل

تلفظ
[ˈmɛlkn̩], [ˈmɛlkŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gemolkenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • gemelktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • melkendمعلوم، participle، حال، regular
  • gemelktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، regular
  • melkمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • melkeمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • melktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • melkeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، regular، مفرد
  • melkeمعلوم، اول‌شخص، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • melkstمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • melkestمعلوم، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • melktمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • melkeمعلوم، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • melktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • melketمعلوم، جمع، حال، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • melkteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد
  • melkteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • melktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • melktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • melkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • melkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • melktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular
  • melktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم
  • melktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص
  • melktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • melktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، سوم‌شخص
  • melktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • melkendمعلوم، irregular، participle، حال
  • gemolkenirregular، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • milkمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • melktمعلوم، وجه امری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • melkeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد
  • melkeمعلوم، اول‌شخص، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • milkstمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • melkestمعلوم، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • milktمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • melkeمعلوم، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • melktمعلوم، وجه اخباری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • melketمعلوم، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • molkمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • mölkeمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • molkstمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • mölkestمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • mölkstمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • molkمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • mölkeمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • molkenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع
  • mölkenمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • molktمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • mölketمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • mölktمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • molkenمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • mölkenمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Die Kühe müssen zweimal am Tag gemolken werden.

گاو باید دو بار در روز دوشیده شود.

Wir haben die Kuh gemolken.

ما گاو را دوشیدیم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #10294575), cojiluc (fa #10482256), tatoeba.org
  2. ۲: Zaghawa (de #3857266), cojiluc (fa #10482257), tatoeba.org
منابع و مجوزها